4 سال پیش روزای آخر زمستون
ساعت 1 شب اینا بود. میثم گفت ببین این جوری نمیشه. دوست داری یه کم راجع بش حرف بزنیم؟ یه دو ساعتی راجع به یه دوستی معیوب حرف زدیم. آخرش گفتم ببین این کاملا مهندسی شده س ولی به این نتیجه رسیدمکه اگه بخواد همین طوری پیش بره باید تا آخر زندگی همه مشغول حل مهندسی رابطه ها باشیم (مرسی ایهام). آخرش دکتر یه شعری برام خوند ختم به این: مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی. هنوز صدای میثم با همون کیفیت تو ذهنمه و معتقدم از بهترین نصیحت های زندگیم بود.
--
خداوندا سپاس به خاطر دوستای خوبی که دادی. به خاطر آرامشی که میخوای بدی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
تاريخ: شنبه
11 اسفند
1397 ساعت: 3:59